امروز 8 مرداد 1405 - ساعت به وقت ایران 20:32:29
LINK: wildbits.net/!the030
› خب، امشب ۲۹ رو تموم کرده، وارد ۳۰ سالگی شدم. میخوام از ۲۹ سال تجربه برای رسیدن به امروز حرف بزنم
خبر خوب اینه که امروز تولدم بود، خبر بد هم اینه که امروز تولدم بود. من امروز ۲۹ سالگی رو تموم کردم، دهه بیست با تمام خوبی ها و خوشی ها گذشت و چند دقیقه بیشتر نمونده از این دهه پر از اتفاق متفاوت، دهه سی هم پشت در هست، تا چند دقیقه دیگه از راه میرسه :)
دهه بیست که سال های اولش رو تو دانشگاه بودم، سرم تو درس و مشق و اینترنت و وب گردی بود تا ۲۳ سالگی، بعدش هم کار و زندگی شخصی و دنیای عشق و عاشقی بود واسم، این وسط بد ضربه ای از عشق خوردم، در طول این ۷ سال یعنی از ۲۳ تا آخر ۲۹ به شدت در حال کسب تجربه بودم و صادقانه بگم بیشتر چیزهایی که لازم داشتم رو یاد گرفتم طی این سالها، برام اتفاقهای خوبی افتادند که خاطره شدند ولی بهترین اتفاق های زندگیم همون اتفاقهای بدی بودند که تجربه شدند. دریای بی کران تجربه ساحل ندارد، من از خداوند برای این فرصت و این همه تجربه و آزمون و خطا تشکر میکنم، هر چند زخم های عمیقی از بعضی از اتفاقها برای همیشه در درونم و روی روحم باقی خواهد بود ولی بدون درد، یاد گیری اتفاق نمی افتد.
خب برای سی سالگی هیجان دارم، راستش اولش اینطور به نظرم می رسید که دارم پیر میشم ولی باید قبول کنم که نه، برای پیر شدن زوده، بهار عمر من تازه داره جوانه میزنه، فعلا تازه وارد هستم تو این دهه، بهتره از تک تک روزهام استفاده کرده و لذت ببرم قبل از اینکه تموم بشن.
دهه گذشته برای دهه کسب تجربه بود، سردی ها و گرمی های زیادی کشیدم، آدم های زیادی رو دیدم، موقعیت های متفاوتی رو تجربه کردم، گاهی پایین پایین بودم و گاهی بالای بالا ولی در آخر روزها آمدند و رفتند و یک دهه شد تجربه و خاطره. دهه سی هم مثل همینه، اتفاقهای مختلف، بالا، پایین، خوب، بد، رنگارنگ میان و میرن و در یک چشم بهم زدن تموم میشن پس کار عقلانی اینه که زندگی کنم، نه در گذشته و نه در آینده، بلکه در حال.
برنامه دهه سی من شامل چی هست؟
اولین برنامه من، کنار گذاشتن بعضی از اخلاق به درد نخوری هست که از دل تجارب دهه قبل بیرون آمده، اخلاق هایی که زاییده درد و رنج دوران کسب تجربه هست، ترک گوگولات و موگولات و چوگولات. اینها برای تسکین دردهایی هستند که تازه بودند، الان تازه نیستند و حتی درد هم حساب نمیشن، اینها الان مثل مدالهای یک قهرمان هستند، با ارزش و پر ابهت.
دومین برنامه من ترک خود بدختی هست، ضرر زدن به خود، هم گناه حساب میشه و هم باعث بد بختی میشه و هی به صورت حلقه وار ادامه پیدا میکنه.
برنامه سوم من شروع زندگی مشترک هست، دهه سی مناسب ازدواج هست بالاخره کم و بیش از جنس مخالف تجربه و علم داریم، بقیه علم و دانش جنس مخالف هم با تجربه زندگی مشترک به دست میاد، نمیشه گفت باید همه چیز کامل و بی عیب و نقص باشه، همینه که خوب باشه و برای شروع کافی باشه، خوبه.
برنامه دیگه من ادامه تحصیل هست، من زندگیم با درس و مشق عجین شده ولی تحصیلات آکادمیک رو ادامه نداده ام از کارشاسی، میخوام یه ارشدی بخونم. درس خوندن جزو علایق همیشگی من بوده و هست و خواهد بود.
برنامه دیگه من، کسب درآمد مناسب خواهد بود، درسته الآن شغل دارم ولی این شغل درآمدش زیاد نیست و باید یه شغل دوم هم داشته باشم، به هر حال قراره مسئول خرج و خوراک چند نفر باشم، دوست ندارم زن و بچه ام فقیر زندگی کنند، بابت شغلی که دارم از خدا سپاس گزارم، برای درآمد بیشتر هم نمیخوام پول همه دنیا مال من باشه، با اندازه ای باشه که گیر پول نباشم، کافیه.
برنامه دیگه من داشتن آرامش هست، یاد گرفتن اینکه چطور آرامش و آسایش داشته باشم، میخوام روح و جسم و روانم در آرامش باشه البته منظورم مرگ نیست :)
امشب نسخه قدیمی من بازنشت میشه و نسخه دومم، متولد اولین روز سی سالگی شروع به کار میکنه، از نسخه قدیمی بابت همه زخماتش تقدیر و تشکر میکنم، حتی بابت تصمیم های اشتباهی که گرفت، بابت حرفهای بدی که زد، خطا هایی که مرتکب شد، بابت همه چیزهایی که یادم داد ازش ممنونم، از نسخه قدیمی همیشه به عنوان معلم و راهنما یاد خواهد شد. نسخه جدید قول میدهد ارتقا یافته قبلی باشه، سالم تر، آرام تر، صبورتر، عاقل تر، عادل تر و برتر از نسخه قبلی. درست مثل یه نرم افزار که آپدیت میشه، این نسخه هم طی ده سال آینده بروز رسانی میشه و کلی پیشرفت میکنه. نسخه جدید تمرکزش روی استفاده از دانش نسخه قبلی، ارتقای اطلاعات نسخه قبلی و محیا کردن شرایط برای نسخه بعدی است. از خداوند بزرگ برای هر چیزی که دارم سپاس گزارم و برای چیزهایی که خواستم و بهم نداد، شاید خواستن من به ضرر من بود، و از چیزهایی که داشتم و یا خواهم داشت، برای همه اتفاقهای زندگیم، برای همه لحظاتی که کنارم بود و من درکش نمی کردم، سپاس گزارم.
در دهه گذشته آدمهای زیادی در زندگیم بودند که هر کدام درسی بهم دادند، از همه این آدمها ممنونم، برای آنهایی که ترکمان کردند، آرامش ابدی و برای آنهایی که کنار ما هستند سلامتی آرزو میکنم.
در آخر از خودم، بابت همه تلاش هایم سپاس گزارم، برای همه روزهایی که کسی جز خودم، پیدا نکردم که مرا در آغوش بگیرد و اندکی از رنجم بکاهد، از نسخه قبلی خودم ممنونم که مرا تا این مرحله به جلو هل داد و تا اینجا رساند، از خداوندی که برنامه چید و من اجرا کردم، سپاس گزارم. برای خودم و برای همه آدما روزهای خوبی آرزو میکنم، برای وطنم که درگیر جنگ هست سربلند و پیروزی آرزو میکنم. به امید روزهای بهتر.
با افتخار esemds
آخرین برزورسانی: 21 فروردین 1405 00:29:51
تعداد نظرهای ثبت شده: 0
برای کامنت گذاشتن باید وارد شوید (اگر حساب ندارید ثبت نام کنید.)
ورود \ ثبت نام