امروز 8 مرداد 1405 - ساعت به وقت ایران 19:54:17

› هنر انسان واقعی بودن

↲ 18 آبان 1404 18:55:51 توسط esemds

› به اختصار در مورد انسانیت

تردیدی نیست که ما اشرف مخلوقاتیم.

فرض کنید یک جمع بزرگی از آدمها تصمیم بگیرند که به سیب زمینی بگویند هویج، و به هویج سیب زمینی، فرض کنید رنگ قرمز رو آبی در نظر بگیرند و به آبی بگویند قرمز، مگر با گفتن عده زیادی، مفهوم پشت یک کلمه و معنی آن عوض می شود؟ مگر میشود به خاطر تصمیم اکثریت، به حقایق پشت کرد و حقیقتی جدید مطابق میل اکثریت خلق کرد؟

باید کمی در این مساله کندوکاو کرد. مساله این هست که اگر ۱۰۰ نفر تصمیم بگیرند یک راه نادرست را درست و برعکس آن را نشان دهند، تکلیف آن یک نفر چیست؟ تقلید یا انزوا؟

برای اینکه منافع ما دست نخورده باقی بماند، برای حفظ جایگاه و برای رسیدن به قله ای مرتفع تر، ماسک بر صورت میزنیم و رنگ عوض می کنیم، به ذات گرانبهای خویش(؟) پشت می کنیم و  خود جدیدی خلق کرده و پیش خلق ظاهر میشویم، درست ها، درست هستند تا زمانی که در جهت نفع ما هستند حتی به غلط و آن چیزی که خلاف خواسته ما باشد نادرست هست حتی به درست.

چه مرگته ای انسان؟ چه چیزی تو را اینگونه به خاموشی وجدان و روح می کشاند؟ از انسان بودن خسته شده ای؟

تو بهای زیادی برای انسان بودن داده ای، خود را ارزان مفروش. به اندکی پول، به اندکی شهرت، به شهوت، به اندکی

#################

زمان قدیم، مرد یک تعریف داشت، کسی که مرد است، الان تعریفی برایش نیست، همه خودشان را مرد نشان می دهند ولی همه نامرد هستند، کی قرار است نقاب از صورت برداری ای انسان؟ خودت باش، یک رنگ، ساده، حقیقی، مرد و مرد.

درست است مرد بودن سخت هست یا شاید محال. مردها، زندگی سختی دارند این روزها، اگر از نان این و آن ندزدی، گرسنه میخوابی، اگر حق کسی رو نخوری، آن حقت را خواهد خورد، اگر نزنی، میخوری، اگر نخوری، خورده میشوی. ای پست ترین موجود روی عالم، روزگاری تو مرد بودی و تمدن می ساختی، منشور می ساختی برای مردمت، برای آزادی و سلامتی و سعادت هم نوع خود می جنگیدی ولی اکنون با هم نوع خود می جنگی، برای آزادی خودت، سلامتی خودت و سعادت خودت. مشکل دقیقا همین است، خود من به جای خود ما.

چه خیال خامی، دنیا مال من خواهد بود، این دهر مال کسی نیست، همه رفتنی هستند و دنیا ماندنی. اندکی انسان باش. اندکی به فکر هم نوع خود باش. اندکی

بیاید کمی واقعی باشیم، نزدیک به تعریفی که برای انسانیت داریم، به هر حال ما خود را برتر از سایر موجودات میدانیم پس باید برتر از آنها باشیم در غیر این صورت باید خود را برتر ندانیم و یا بدتر بنامیم.  بیاید این برتر بودن را نشان دهیم، دفعه بعد  که کسی کارش بهت افتاد، کارش را راه بنداز، حق کسی را نخور، به فکر دزدی اموال مردم نباش، وجدان داشته باش، شریف زندگی کن، انسان باش. 

دو صد گفته چون نیم کردار نیست. ننگ بر من اگر روزی، کاری خلاف عقایدم کنم، کاری که مرا از مقام انسانیت دور سازد. برای آبادی این سرزمین، ما نقاب را باید زمین بگذاریم، مرد باید مرد باشد، جه در امل، چه در عمل.

#################

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی

چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشد

که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی

که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت

اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد

همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوت

به در آی تا ببینی طیران آدمیت

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم

هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

 

سعدی شیرازی

 

#################

تردیدی نیست که ما اشرف مخلوقاتیم.

آخرین برزورسانی: 18 آبان 1404 19:20:06

𝕧iew81 omment0

Insert Comments :)

تعداد نظرهای ثبت شده: 0


ورود \ ثبت نام